مرتضى مطهرى

536

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس اينكه مىگوييم از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، يك قانون كلى استثنا ناپذير است و قهرا شامل خود اين هم مىشود . خود همين كه مىگوييد از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، يك نوع خبرى است از معدوم مطلق به اينكه از او خبر داده نمىشود . پس شما از همان معدوم مطلق خبر داده‌ايد . در اينجا اين حكم يا صادق است يا كاذب . ممكن است كسى بگويد اصلا ما قبول نداريم كه اين قضيه صادق باشد كه از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ؛ خير ، از معدوم مطلق خبر داده مىشود . اين حرف به حكم برهان محال است . مسلّما چيزى كه نه در ذهن موجود باشد و نه در خارج ، نمىشود از او خبر داد . و اما اگر بگوييم اين قضيه صادق است كه از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، پس بايد اين يك خبر هم از او داده نشود و حال آنكه با همين قضيه از او خبر داده شده است « 1 » ، پس تناقض لازم مىآيد چون خود اين خبرى است كه از معدوم مطلق داده‌ايم « 2 » .

--> ( 1 ) بايد اصلا سكوت كرد . استاد : اگر ما سكوت كنيم كه امكان قضيه از بين نمىرود . اگر ما سكوت كنيم امكان قضيه كه هست . با سكوت و حرف نزدن ما قضيه حل نمىشود ؛ باز اين امكان براى ذهن ما هست كه اين تناقض را مطرح كند . و بعلاوه سكوت هم نكرده‌ايم . فرض اين است كه اين قضيه را گفته‌ايم كه از معدوم مطلق خبر داده نمىشود . پيدايش اين اشكال به گفتن لفظ نيست ؛ يك واقعيتى است كه انسان دربارهء معدوم مطلق فكر مىكند و اين فكر در ذهن انسان وجود دارد كه از معدوم مطلق خبر داده نمىشود . ( 2 ) ولى آيا واقعا اين يك خبر است در عداد ساير اخبار ؟ استاد : خبر كه هست . بدون شك خبرى است از خبرها . با خبرهاى ديگر چه فرق مىكند ؟ مگر شما در باب خبرها چه مىخواهيد ؟ شما يك موضوعى را تصور مىكنيد و محمولى را تصور مىكنيد و بعد تصديق به مفاد رابطهء ايندو مىكنيد . منتها در اينجا قضيه ما به صورت قضيهء سالبه است . چه اشكالى دارد ؟ شما مىگوييد از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ؛ نمىگوييد از او خبر به ايجاب داده نمىشود ، چون فرق نمىكند كه خبر به ايجاب باشد يا خبر به سلب . حال يك توضيحى در اينجا عرض مىكنيم و آن اين است كه يك تفاوت ميان قضيهء موجبه و قضيهء سالبه هست ولى آن تفاوت در مرحلهء صدق ( يعنى در مرحلهء مصداق ) است . تفاوت [ اين دو نوع قضيه ] در مرحلهء مصداق اين است كه صدق قضيهء موجبه متوقف بر وجود موضوع هست يعنى ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له ، ولى صدق قضيهء سالبه متوقف بر وجود موضوع در خارج نيست .